مرتضى مطهرى

271

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

آن آيينه‌اى كه از هر آيينهء ديگر بهتر مىتواند وضع اخلاقى آن روز مردم ايران را نشان بدهد ، نظامات اجتماعى و خانوادگى آن روز است . اجتماع مدنى و هم اجتماع خانوادگى آن روز ، اجتماع متعادلى نبوده است . ما قبلًا به تفصيل در هر دو موضوع بحث كرده‌ايم . در اجتماع نامتعادل ، مردم تقسيم مىشوند به دو طبقهء اقليت و اكثريت : اقليت متنعم و برخوردار ، و اكثريت محروم و نيازمند . طبقهء برخوردار و متنعم به موجب وضع و حال خود داراى نوعى اخلاق مىگردد و طبقهء محروم داراى نوعى ديگر از اخلاق و هيچ كدام اخلاق متعادل و انسانى نخواهند داشت . طبقهء برخوردار در اين اجتماعات معمولًا طبقه‌اى است ازخودراضى ، مغرور ، خودپسند ، لوس و ننر ، بيكار و بيكاره ، ترسو ، كم حوصله ، كم مقاومت ، نازپرورده ، زودرنج ، اسراف وتبذيركن ، عياش . اين اوصاف را كم و بيش در بيان آميانوس مارسلينوس دربارهء نجباى ايران مىبينيم . اما طبقهء محروم در اين گونه اجتماعات طبقه‌اى است بدبين ، كينه توز ، ناراضى ، بدخواه ، انتقامجو ، معتقد به شانس و تصادف ، منكر نظم و عدل در جهان . هر چند مورخى تودهء مردم ايران را در آن عصر توصيف نكرده است اما قاعدتاً در چنان اجتماع طبقاتى جز اين نمىتوانسته است باشد . در ايران ماليات سرانه گرفته مىشد ولى همان طبقاتى كه بيش از ديگران مىبايست مشمول قانون ماليات باشند مستثنى بودند . انوشيروان كه در وضع مالياتها تجديد نظر كرد و اصلاحاتى نمود ، باز هم « بزرگان ، نجبا ، سربازان ، روحانيون ، دبيران و ساير خدمتگزاران دولت را مستثنى كرد » « 1 » . بديهى است كه اين تبعيضها و استثناها روح طبقهء ماليات پرداز را ناراضى و عاصى مىگردانيد . از برخى جريانات تاريخى آن عصر كم وبيش مىتوان به اخلاق عامهء مردم پى برد . كامل ابن اثير مىنويسد : « هنگامى كه رستم فرخزاد در سرزمين بين النهرين به مقابلهء سپاه اسلام مىرفت ، با عربى برخورد كرد . عرب ضمن گفت و شنود با رستم اظهار

--> ( 1 ) . ايران در زمان ساسانيان ، ص 390 .